أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

201

قانون ( فارسى )

افشرهء گوشت نارنج از هريك دو سوم جزء ، افشرهء گشنيز سبز ، افشرهء كاهو ، افشرهء برگ خشخاش سبز ، افشرهء كاسنى و افشرهء خرفه از هريك يك چهارم جزء ، افشرهء برگ درخت سيب ، افشرهء برگ سبز درخت بيد ، افشرهء برگ سبز درخت گلابى ، افشرهء برگ سبز درخت زالزالك ، افشرهء برگ گل محمدى و افشرهء برگ گياه هفت‌بند از هريك يك چهارم جزء ، افشرهء گياه شنگ ، خشكيدهء گل محمدى ، نيلوفر خشك ، افشرهء زرشك چيده و خشكيده ، بزر كاسنى ، بزر كاهو ، گلنار ، ثمر نيلوفر و بزر گل محمدى از هريك يك بيستم جزء ، افشرهء نعناع سبز يك ششم جزء ، افشرهء زرشك تازه و شاداب نيم جزء . همهء اين بزرها و دارو خشكها و افشره‌ها را با هم قاطى كنند و در ظرفى ريزند و بر آتش گذارند . آنگاه عدس چهار جزء ، جو پوست كنده دو جزء ، سماق سه جزء و انار دانه سه جزء بر آن اضافه كنند و باهم بر آتش بپزند تا نيمى از آن مىماند ، آنگاه از آتش پايين آورند و بگذارند تا سرد مىشود ، همه را در دست مچاله كنند و درهم بسرشند و آنگاه بپالايند . در مقابل هر سيصد درهم از آن به وزن يك مثقال كافور بياورند . يك مثقال كافور را بسايند و در ته كدويى يا در ته شيشه‌اى قرار دهند ، به آرامى اين پاليدهء داروها را در كدو يا شيشه بريزند . سر كدو يا شيشه را محكم ببندند . شيشه يا كدو را بر آتش نرم گذارند و قبل از جوش آمدن از آتش بردارند و كدو يا شيشهء سربسته را به هم زنند . بعد از آن دارو را در يك بستو بريزند و سر بستو را محكم ببندند . تا تأثير كافور از بين نرود و كافور بخار نشود و نپرد . مقدار تناولى مناسب از اين دارو تا وزن ده درهم است . برخى از طبيبان سنبل و زنجبيل و بزر رازيانه و رازيانهء شامى و فلفل و مشك زمين را هم به اندازه‌اى كه مناسب حال مىدانند بر اين دارو مىافزايند . هرگاه آبله كاملا برون آمد و از هفت روز گذشت و ديدى كه رسيده است ، خوب آن است كه به وسيلهء نك سوزنى طلائى آبله‌ها را بدرى و مادهء تر آن را با پنبه بردارى . اما آب نمك زدن را نبايد فراموش كنى . هرگاه تاولهاى دهان دريده را آب نمك مىمالى ، تاولهاى بزرگ آزاردهنده را ممال ، غير آنها را آب نمك‌مالى كن و آب نمك را بر نزديكيهاى تاولها بمال كه در راه رطوبت چكيده قرار گيرد ، آنگاه درشت‌ها را هم آب‌نمك مالى كن ! تا نبينى كه تاولها كاملا رسيده و پر از آب شده‌اند ، آب‌نمك استعمال مكن ! كه اگر نرسيده باشند و آب نمك بمالى ، بسيار درد مىكنند و آماسيده مىشوند . در عوض آب نمك ماليدن بر تاولهايى كه رسيده باشند حتما بايد به عمل آيد . اگر در آب نمك مالشى بر تاولهاى آبله كمى زعفران باشد و يا اگر گلاب را وسيلهء نمك شور كنى و بر تاولها بمالى بهتر است . اگر گل محمدى ، ثمر گز و عدس در آب بپزند و نمك را در آن آب حل كنى و بر تاولها بمالى بسيار خوب است . و اگر كافور و صندل را هم به آن اضافه كنى چه بهتر . آب‌نمك ماليدن بر تاولها چندين بهره دارد : تاولها را مىرساند ، مىخشكاند و برمىكند . اگر آبله بسيار مرطوب و آبدار باشد ، حتما بايد تن آبله‌زده را بر دود آس و برگ آس قرار داد كه دود بر آبله تأثير بگذارد .